حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
22
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
تحريرات مرحوم ميرزا ابو القاسم قائممقام و مرحوم مجد الملك است و مرحوم امين الدوله هردو را تكميل كرده است ، نسخهاى تحصيل بكن و داشته باش . يك معلم موقتى هم پيدا بكن كه درسهاى خوانده را مكالمات و مذاكره بكنى . فراموشت نشود . شيوهء مجد الملك حاليه و قوام اسعد الله هم در تحرير خوب است . مبين الملك هم خيلى شيوهء خوبى دارد . » در باب خطاطى نيز توصيههاى مكرر دارد . در طى نامهاى به محمد على پسر رضا قلى خان كه ايام فراغت چند ماهه را در تهران مىگذرانيد ، مىنويسد ، « . . . در اين چند وقت ايام تعطيل مدرسه كه در تهران هستيد ، از درس عربى و مرور فارسى و مشق تحرير غفلت مكن . اگرچه مايه و پايهء خط تو خيلى خوب و قرص و صحيح است و ما شاء الله استعداد كامل دارى ، ولى اين شيوه كه در پيش گرفتهاى ، شيوهء شيواى مطبوع دلپذيرى نيست . شيوهء قوام اسعد الله بسيار خوب است . بايد از نوشتجات او بدست بياوريد و سبك تحرير را از آن سيره قرار بدهيد . خود من هم مخصوصا در اين پست مختصرى به او نوشتم و سفارش كردم كه از نوشتجات خودش بدهد و از مكاتبهء با شما غفلت و مضايقه نكند . . . نمىدانم از نوشتجات مرحوم آقا ميرزا رضا جدت ، چيزى در نزد چه مقامى باقى هست . بهترين شيوهء تحرير ، خط آن مرحوم است . اگر او نباشد ، شيوهء قوام اسعد الله بهترين شيوههاست . مبين الملك هم كه در خدمت شاهزادهء اعظم شعاع السلطنه است ، خوش شيوه است . » حساسيت حسين قلى خان در مورد رويهى نگارش و مشق تحرير ، موجب آن بود كه هراز چندگاه منشى و محرر جديدى انتخاب كند و پيوسته از بد خطى و بىكمالى آنان تشكى نمايد . متن نامههاى ايشان ، پر است از شكاياتى بدين مضمون . از جمله در نامهاى به تاريخ بيست و هشتم شهر ذيقعده سنهى 1308 قمرى ، به رضا قلى خان مىنويسد : « . . . خبر از حالت من نداريد كه از نداشتن ميرزا يعنى منشى ، در چه حالتى هستم . اغلب اوقات از غصه و دلتنگى ، گريه مرا بىاختيار مىكند . يك ميرزا خليل بدخطى دارم كه حتى تعليقات ولايتى را هم خطش قابل نيست . ولى چون زبان فهم و محرم است ، مطالب داخله را به او مىگويم ؛ او مسوده مىكند ، مىدهد به عباس قلى . گاهى ميرزا محمد كرمانى هم يك چيزى كه صورت نوعى داشته باشد ، مىنويسد . ملاحظه كن سالى سه هزار تومان ، يعنى خرج شام و ناهار و اسبسوارى و مالوبنه ، به اين سه ميرزا مىدهم ؛ هرسه روىهم رفته ، يك ميرزاى تمام كه اسباب آسودگى و راحت و آبروى من باشد نيستند . غير از شكر چه علاجى دارم . » تمايل ديگر ، تحذير از فرنگى مآبى است . با ورود غربيان و شيوع فرنگ و فرنگى ستايى در ايران عصر قاجار ، خاصه در دربار و نزد نوكر باب ، دو گروه مفارق پديدار آمدند ؛ دستهيى فرنگىمآب و گروهى مخالفان ايشان . حسين قلى خان در شمار مخالفان فرنگىمآبى است . از موارد متعددى كه در طى نامهها خواهد آمد ، چنين برمىآيد كه موجب ذم فرنگىمآبى از جانب ايشان ، بيشتر ناظر بر آن باژگونگى اخلاقى و استخفاف عرف و سنت است از جانب فرنگىمآبان و سلك تحصيل كردهى جديد . از جمله در موردى ،